نظم نوین تهران-ریاض فارغ از چتر بی‌فروغ آمریکا بر منطقه
نظم نوین تهران-ریاض فارغ از چتر بی‌فروغ آمریکا بر منطقه
سکان نیوز؛ نکته جالب توجه برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس «فشرن دست‌ برادران ایرانی یا بوسیدن خاک کفش‌های ترامپ»!

گزیده راهبردی

دکترمرتضی خاکپور: سیاست پژوه و مشاور صنعت ساختمان

نکته جالب توجه برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس «فشرن دست‌ برادران ایرانی یا بوسیدن خاک کفش‌های ترامپ»!

چشم‌انداز نوین امنیتی-اقتصادی منطقه این‌بار با تغییر زمینه بازی و کوتاه شدن سایه چتر به‌ظاهر امنیتی آمریکا از منطقه خلیج فارس شاهد نظم نوینی با این تفاوت خواهند بود که «هزینه آن را همه کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهند پرداخت».

چتر به‌ظاهر امنیتی آمریکا و صهیونیست نه‌تنها نتوانست سایه‌بان حمایتی برای این کشورها باشد بلکه منجر به شکاف امنیتی بین کشورهای خود منطقه و سایه تهدید همیشگی برسر آن‌ها شد. ایران به‌عنوان بزرگ‌ترین بازیگر غرب منطقه قادر به تغییر زمین بازی و «رقابت فرسایشی» به «همکاری سازنده» است. هرچند نبایستی از گذار نظم جهانی به رقابت انرژی و فناوری غافل شد و شکل‌گیری دو بلوک عمده 1- بلوک سبز و کم‌کربن با رهبری چین متکی بر برق، خودروهای برقی و باتری و 2- محور دولت‌های نفتی و متکی بر سوخت‌های فسیلی را نادیده گرفت.  برای تحقق این چشم‌انداز نیازمند توجه به شبکه‌ای از عوامل تضعیف‌کننده به‌صورت زیر هستیم:

کنترل و مهار فساد ساختاری: مسئله فساد و نحوه مقابله با آن مبتلا‌به همه جوامع و کشورهاست. فساد هزینه‌های گزاف و متفاوتی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، تجارت بین‌الملل ، جذب سرمایه‌گذار داخلی و خارجی، کاهش اعتماد شهروندان،  تضعیف قدرت حاکمیت را به کشورها تحمیل می‌کند و متاسفانه رتبه شاخص ادراک فساد ایران 151 از میان 180 کشور در سال 2024 است.  فساد می‌تواند منجر به فروپاشی نظم اجتماعی، افزایش هزینه‌های کسب و کار، خدشه‌دار کردن شهرت یک کشور و بدتر از آن منجر به از دست رفتن جان انسان‌ها و کاهش  سرمایه اجتماعی شود. مبارزه با فساد یک فعالیت مقطعی نیست بلکه مستلزم تلاش مداوم و همیشگی برای کنترل و پیشگیری و کشف روش‌های نوین عاملین فساد است.
حکمرانی اقتصادی: شاید حتی افزایش درآمد نفتی هم نتواند مسیر اقتصاد ایران باوجود تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و بی‌ثباتی سیاسی به‌جای اصلاحات ساختاری را اصلاح کند.
سردرگمی راهبردی در سیاست خارجی: سیاست خارجی ایران به‌جای اینکه مبتنی بر یک نقشه‌راه توسعه ملی مشخص باشد تنها مقطعی و پاسخ‌گوی فشاری لحظه‌ای است. بدون نقشه‌راه جامع و استراتژیک «همکاری سازنده»و اقناع کشورهای همسایه و حتی کشورهایی که در زمان جنگ تحمیلی سوم چراغ سبز به ما نشان دادند (مثل اسپانیا) مسیر نیست.
مهاجرت نخبگان: جالب است که مهاجرت نخبگان بیشتر به دلیل «دافعه داخلی» صورت می‌پذیرد تا «جاذبه خارجی»
تغییر نقش دوشریک راهبردی ایران: تغییر مشارکت راهبردی کشورهایی مثل چین، روسیه و . . . از تعامل اقتصادی به انتقال فناوری، ایجاد اشتغال پایدار، و آموزش و . . .
نفوذ رسانه و اهمیت جنگ روانی: اهمیت نقش‌ رسانه ملی را نمی‌توان در زمان جنگ برای کنترل جنگ روانی منکر شد ولی چرا تلاش رسانه ملی و ساخت برنامه‌هایی جهت پاسخ‌گویی به فریبکاری دشمن تنها باید در زمان بحران‌ها باشد و چرا هیچ اقدام و برنامه جامعی برای کاهش نفوذ همه‌جانبه دشمن از طریق ابزار رسانه (فعال سازی رسانه حامی مقاومت، راه‌اندازی پویش با ایران توسط شبکه الکوثر، و افزایش برنامه‌هایی مثل پاورقی و . . . و حتی ساخت برنامه‌هایی مثل ایران‌گرد که نمای دیگری از جاذبه‌های فرهنگی، زیستی ایران را به رخ جهانیان می‌کشد (هرچند در این برنامه هم بایستی نکات امنیتی پخش اطلاعات ژئوپولتیک منطقه را درنظر گرفت).