یادداشت اختصاصی: دکترفاطمهسادات ابوالمعالی
دانشگاهها که بنا بود موتور محرک و اتاق فکر جامعه در بزنگاههای حساس باشند، امروز به ماشینهای بوروکراتیک برای تولید پایاننامهها تبدیل شدهاند. در زمانهای که جامعه نیازمند کنشگری، امیدبخشی و آیندهنگری است، سکوت سنگین نهاد علم و پناه بردن به حاشیه امنِ مقالهنویسیِ صرف، شایسته مرکز تفکر یک کشور نیست و لازم است ارتقای اساتید و دانشگاهها باید به جای تعداد مقالات، با میزان «اثرگذاری آنها در حل بحرانها و خلق آینده» سنجیده شود.
آیا زمان آن نرسیده که سیاستهای ارتقای آموزش عالی را با نگاهی نوآورانه و ساختارشکنانه بازطراحی کنیم؟ اگر نهاد دانشگاه را با الگوهای موفقی همچون «طرح پزشک خانواده» بازآفرینی کنیم، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
در یک رویکرد راهبردی، خروج از مدرکگرایی و حرکت به سمت «دانشگاهِ اثرگذار»، نیازمند ۴ چرخش کلیدی در سیاستگذاری آموزش عالی است:
اجرای ایده «مربی/پزشک خانواده» در آموزش عالی در این رویکرد نوین، اساتید و ساختار دانشگاه دیگر صرفاً درمانگر (حلکننده مقطعی مشکلات) نیستند، بلکه همچون یک مربی همراه، به دنبال خلق موفقیتاند. این الگو بر چهار پایه استوار است:پیشبینی: رصد زودهنگام نیازها و چالشهای علمی-مهارتی هر دانشجو یا پروژه.پیشگیری: تجهیز دانشجویان و جامعه به دانش روز، پیش از وقوع بحرانهای اجتماعی و اقتصادی.شخصیسازی: طراحی مسیر رشد علمی مبتنی بر استعدادها و نیازهای بومی، به جای نسخههای واحد و کلیشهای.مشارکت:تبدیل دانشجویان از «مصرفکنندگان منفعلِ دانش» به «کنشگران فعالِ مسیر توسعه».
همگامی آییننامهها با کلانروندهاآییننامههای ارتقای اساتید باید از برج عاج خارج شوند. گذار از دانشگاههای نسل اول و دوم به نسلهای سوم (کارآفرین) و چهارم (جامعهمحور)، نیازمند:پیوند زدن تحقیقات با نظام مسائل واقعی کشور (در سه سطح محلی، منطقهای و ملی).تقویت دیپلماسی علمی و اثرگذاری در صحنههای بینالمللی.
آغوش باز به روی فناوریهای نوظهورآییننامههای فعلی در برابر سونامی تکنولوژی نابیناست! برای نهادینهسازی گفتمان علم و فناوری، دانشگاه باید پیشرانِ مواجهه با انقلاب دیجیتال نسل چهارم باشد: خروج از انفعال در برابر هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، پردازش ابری، رباتیک و بیوتکنولوژی. تلفیق فناوریهای فیزیکی، دیجیتالی و زیستی با تفکر میانرشتهای.تطبیق خروجیهای پژوهشی با اسناد بالادستی و بیانیه گام دوم.
پاسخگویی به انتظارات جامعه و صنعت جامعه امروز از دانشگاه مدرک نمیخواهد، بلکه «راهحل» میخواهد. برای بازآفرینی سرمایه اجتماعی دانشگاه، باید:عناوین پروژههای تحصیلات تکمیلی کاملاً مسئلهمحور شوند. تجاریسازی تحقیقات از یک شعار به یک الزام تبدیل گردد.دیوار بیاعتمادی میان صنعت و دانشگاه با پروژههای مشترک و کاربردی فروبریزد.













































