به گزارش سکان نیوز، در روزهای اخیر، انتشار گزارشی هدفمند در روزنامه «نیویورکتایمز» پیرامون نقش احتمالی دکتر محمود احمدینژاد در معادلات پس از جنگ، موجی از تحلیلها و قضاوتها را در فضای رسانهای به راه انداخته است.
اما با نگاهی عمیقتر به سوابق سیاسی ایشان و واکاوی زمانبندی این گزارش، میتوان دریافت که هدف اصلی نه «افشاگری»، بلکه «انتقام سیاسی» و ایجاد شکاف در صفوف متحد ملت و نظام است.
سوابق روشن و وفاداری به آرمانهای انقلاب محمود احمدینژاد، فارغ از فراز و فرودهای مرسوم در دنیای سیاست، همواره به عنوان چهرهای شناخته میشود که گفتمان «عدالتطلبی» و «استکبارستیزی» را به متن بدنه اجرایی کشور بازگرداند.
ایستادگی او بر حقوق هستهای و بازخوانی شعارهای اصیل انقلاب در دهه ۸۰، هزینههای سنگینی را برای جبهه استکبار به همراه داشت. کسی که سالها هدف ترورهای تبلیغاتی غرب بوده، چگونه میتواند در نقشه همان قدرتها جای بگیرد؟ وفاداری ایشان به اصل نظام و نهاد رهبری، علیرغم برخی اختلافنظرهای سلیقهای، در بزنگاههای تاریخی به اثبات رسیده است.
سناریوی «مهرهسازی» برای حذف فیزیکی و سیاسیگزارش نیویورکتایمز مبنی بر اینکه حملات رژیم صهیونیستی به منزل ایشان با هدف «رهایی» وی بوده، پارادوکسی آشکار و مضحک است.
چگونه میتوان باور کرد رژیمی که خون هزاران بیگناه را بر زمین ریخته، نگران سلامتی یک چهره انقلابی باشد؟ حقیقت آن است که وقتی دشمن در حذف فیزیکی یک شخصیت ناکام میماند یا هزینههای آن را بالا میبیند، به «ترور شخصیت» روی میآورد. معرفی احمدینژاد به عنوان «گزینه مطلوب غرب»، بهترین ابزار برای بدبین کردن ارکان نظام و بدنهی حزباللهی به اوست؛ این همان راهبرد «سوزاندن مهرههای نظام» با ابزار تهمت همکاری با بیگانه است.
هراس غرب از بازگشت تفکر عدالتمحوردر شرایط حساس فعلی و در دوران گذار سیاسی کشور، نام احمدینژاد همچنان برای لایههای محروم جامعه و تودههای مردم الهامبخش است. دشمن با درک این پتانسیل اجتماعی، تلاش میکند با الصاق برچسب «تأییدیه غربی»، مسیر هرگونه نقشآفرینی سازنده ایشان در آینده نظام را مسدود کند. آنها میخواهند خادمان ملت را در چشم نظام «تهدید» و در چشم مردم «خائن» جلوه دهند.
خلاصه کلام انکه ، هوشیاری سیاسی حکم میکند که در دام بازیهای طراحی شده در اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو نیفتیم. محمود احمدینژاد فرزند این انقلاب است و جراحات وارده بر او در حملات اخیر، سندی بر تداوم کینه دشمن از اوست.
گزارشهای سفارشی رسانههای غربی نه تنها سندی بر انحراف ایشان نیست، بلکه گواهی بر این مدعاست که استکبار هنوز از نام و ظرفیتهای مردمی این چهره انقلابی هراس دارد. امروز بیش از هر زمان دیگری، انسجام داخلی و اعتماد به کارگزاران باسابقه نظام، پادزهر این فتنههای رسانهای است.
نویسنده : سید امیرحجازی
استاد دانشگاه و حقوقدان














































